شنبه, 18 ارديبهشت 1400 10:20

علی مروی: کابوس توافق ضعیف و جهش مجدد ارزی

یکی از کابوسهای پیش روی اقتصاد کشور در این روزها، امکان وقوع دو اتفاق زیر است:

 

1-امضای توافقی ضعیف که در ترکیب با عرضه دلارهای آزاده شده توسط دولت، صرفا منجر به کاهش شدید نرخ دلار در کوتاه مدت شود.

2-بعد از مشخص شدن ضعف توافق مذکور، نرخ دلار دچار جهشی شدید (بالای 100 درصد) شود.

 

دو گزاره زیر احتمال وقوع این کابوس را تقویت می‌کند:

 

 الف-برای خنثی سازی تبعات تورمی رشد غیرطبیعی هزینه‌های دولت در سال 99 و همچنین کسری بالای قابل پیش بینی بودجه 1400، کشور نیاز قابل توجهی به ارزهای نفتی دارد.

ب-متاثر از موسم انتخابات، حکومت/دولت انگیزه سیاسی بالایی به انعقاد سریع توافق دارد.

 

چاره ای جز مذاکره نداریم اما باید حواسمان به تبعات توافق بد/ضعیف باشد. توافق ضعیف یعنی توافقی که خیلی وضعیت فعلی ما رو بهبود ندهد و به طور خاص از کاهش هزینه مبادلات مالی فرامرزی کشور عاجز باشد. از آن طرف، توافق خوب یعنی توافقی که دستاورد پایدار برای ما دارد و خصوصا اینکه هزینه مبادله مالی فرامرزی را واقعا کاهش بدهد.

 

اگر توافق خوبی منعقد نشود، به دلیل فضای روانی متاثر از پروپاگاندای توافق و همچنین عرضه دلارهای آزاد شده، قیمت در بازار ارز و سایر بازارهای مهم کاهش پیدا خواهد کرد اما این امر زیاد دوام نخواهد داشت. عکس العمل بازارها به برآورده نشدن انتظارات از توافق مذکور می‌تواند خیلی شدید و همراه با جهش‌های بالا باشد.

 

در این شرایط، نباید مقامات کشور اسیر درخواستهای پوپولیستی یا اقتصاد سیاسی انتخابات شده و چوب حراج به داراییهای ارزی آزاد شده بزنند. اقدامات سیاستگذار، پس از توافق خیلی اثرگذار خواهد بود. حتی اگر به دلیل اثر روانی ناشی از توافق، نرخ دلار پایین آمد، بانک مرکزی باید به تقویت ذخایر ارزی خودش بپردازد و نه سرکوب بیشتر نرخ. البته با توجه به وضعیت نقدینگی، این امر شدنی نیست مگر با اینکه حکومت با ارائه متمم، سمت هزینه‌های بودجه 1400 را اصلاح اساسی نماید.

http://t.me/ali_marvi

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید:

1 نظر

  • پیوند نظر یکشنبه, 19 ارديبهشت 1400 07:13 ارسال شده توسط درویش علی کولاییان

    فکر نان باش که خربزه آب است !

    نوشته جوان دانشمند ما همه خطاب است به آنان که سیاست گردانند هیچ زمان در این دست نوشته ها جایی یا گوشه چشمی برای مردم نیست . این که مردم چه می توانند بکنند و یا چگونه تاثیر بگذارند و یا چگونه اعمال اراده کنند .
    اگر بپذیریم مردمند که سر انجام بد و یا خوب را به کرسی می نشانند پس حواسمان باید همیشه به مردم باشد و خطابمان به مردم نیز باشد . بعد از استیلای وجوه نفت و گاز بر منابع بودجه سالیانه دولت ها در ایران ، طی پنجاه سال اخیر ، به حسب ظاهر دیگر ولی نعمت اصلی دولت در ایران مردم نیستند و مردم نمی دانند که ولی نعمت دولت هایند . باز هم این نکته را باید گفت ایراد در قدم اول به اقتصاددانان رسمی ما بر می گردد که وجوه متعلق به درآمدهای نفت و گاز را مالیات مردم ندانسته ، آن را درآمد غیر مالیاتی دولت ها به شمار آورده اند . بله ، راه حلی قطعی ، برای مشکل ما بی گمان برداشتن همین مانع از میانه است .