سه شنبه, 10 شهریور 1394 13:37

نظر ۱۲ اقتصاددان درباره حذف "مالیات بر مجموع درآمد"

آیا کشور شرایط اجرای "مالیات بر مجموع درآمد" را دارد یا خیر؟ آیا حذف این ماده از قانون مالیاتهای مستقیم، قانون را بی خاصیت کرد؟ «نسیم» در گزارشی ویژه به این سوالات پاسخ می‌دهد

داستان حذف مالیات بر مجموع درآمد و ثروت در یک هفته اخیر به نقل محافل اقتصادی تبدیل کشور شده است و موافقان و مخالفان این مسئله همچنان در رسانه ها موضع خود را در این خصوص اعلام می‌کنند. این دومین بار بعد از سال 80 است که این دو بخش با تغییراتی، از قانون مالیاتهای مستقیم خارج می شوند.  بررسی ها نشان می دهد در یک هفته اخیر اکثر اقتصاددانان، مسئولان سازمان امور مالیاتی و فعالان اقتصاد کشور روی حذف مالیات بر مجموع درآمد اتفاق نظر داشتند، اما درباره مالیات بر ثروت نظرات متفاوت است. برآیند نظرات صاحب نظران نشان می دهد که قسمت اعظم مالیات بر ثروت، در اصلاحیه سال 80 و در دوران اصلاحات حذف شده است و اما در این اصلاحیه تنها بخش باقی مانده از مالیات بر ثروت، که همان مالیات بر ارث است، با تغییرات فراوانی رو به رو شده که البته چندان هم به نفع ساختار مالیاتی و درآمدی کشور نیست.

اولین بار جمشید پژویان اقتصاددان صاحب نام بخش عمومی کشور خبر حذف مالیات بر مجموع درآمد و ثروت را اعلام کرد و بعد از آن علی عسکری نسبت به این خبر واکنش نشان داد و حذف مالیات بر مجموع درآمد را تایید کرد. توجیه مرد اول سازمان امور مالیاتی این بود که زیرساختهای لازم برای اجرای این بخش از قانون فراهم نیست و مالیات بر مجموع درآمد به ناچار از قانون حذف شده است. لایحه مالیاتهای مستقیم در دوران دولت قبل به مجلس رفت و روایت‌های مختلفی که از پروسه حذف مالیات بر مجموع درآمد از لایحه دولت قبل نقل می شود، نشان می دهد که حذف مالیات بر مجموع درآمد در دو سال اخیر و در جلسات کمیسیون اقتصادی مجلس با نمایندگان وزارت اقتصاد دولت یازدهم اتفاق افتاده است. در جدیدترین روایت، احمد توکلی نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس مدعی شده که دولت قبل برای اجرای ماده 129 مکرر یا همان مالیات بر مجموع درآمد قصد داشته که یک چهارم از درآمد افرادی که بیش از دو میلیارد درآمد دارند را به عنوان مالیات اخذ کند که این مسئله مورد موافقت مجلس و دولت یازدهم قرار نگرفته است. وی همچنین از رد شدن طرح جایگزین مرکز پژوهشهای مجلس برای مالیات بر مجموع درآمد هم پرده برداشته و گفته که اگر خودش درباره این قانون مسولیت مستقیم داشت آن را حذف نمی‌کرد.

حذف مالیات بر مجموع درآمد؛ اقدامی بجا یا بهانه جویی!

قطعا برکسی پوشیده نیست که در کشور ما به دلیل ضعف شدید در سیستم اطلاعاتی مالی، قابلیت مشخص شدن مجموع درآمدهای هر فرد وجود ندارد، اما شاید اجرا نکردن ماده مهم مالیات بر مجموع درآمد که معروف به ماده 129 مکرر شده است، به دلیل نبودن زیر ساختها، نوعی پاک کردن صورت مسئله به حساب می آید. شاید بتوان گفت اغلب فرارهای مالیاتی که در کشور روی می دهد، ناشی از این است که ثروتمندان و کسانی که از منابع مختلفی درآمد دارند، آنطور که لازم است مالیات نمی دهند و بعد از مدتی درآمدهای فراوان آنها به ثروت فراوانی تبدیل می شود که این خود، عامل اختلاف طبقاتی شدید در جامعه است.

شاید بهتر بود به قول احمد توکلی مالیات بر مجموع درآمد در قانون گنجانده می شد تا عزم دولت و مجلس برای گرفتن مالیات از ثروتمندان مشخص شود، ولی اجرای آن به زمانی موکول می شد که زیرساختها فراهم شود. به این ترتیب هم عدالت مالیاتی در کشور صورت می گرفت و هم حرکتی مهم در جهت توزیع صحیح منابع ملی انجام می شد.

در روزگاری که دولت از کاهش شدید قیمت نفت در مضیقه قرار دارد، مطمئنا اصلاح نظام مالیاتی و اخذ مالیات درست و صحیح از ثروتمندان می تواند بسیاری از مشکلات را حل کند و حتی به پویایی بخش تولید، صنعت و کشاورزی کشور منجر شود. اگر خوب به اتفاقات و اظهار نظرهای یک هفته اخیر نگاه کنیم، در می یابیم که شاید عدم حضور مالیات برمجموع درآمد در قانون اصلاح مالیاتهای مستقیم با توجیه نبود زیر ساختها و اطلاعات لازم، بیشتر یک توجیه به شمار می رود، زیرا طبق مصوبه مجلس به زودی یک سامانه جامع اطلاعاتی در خصوص شفاف سازی درآمد افراد در کشور ایجاد خواهد شد و دیگر بهانه ای برای عدم حضور این بند مهم در قانون باقی نمی‌ماند. مطمئنا نقش برخی از لابی‌گری های قدرتمندان و ثروتمندان با قانون گذاران و متولیان دستگاههای اجرایی در حذف این بخش از قانون بسیار مهم و تاثیر گذار بوده است. باید دید با برقرار شدن زیر ساختهای لازم اطلاعاتی طی چند سال آتی بازهم مسئولین و قانون گذاران رای به حذف این بند مهم در قانون خواهند داد و یا این بار می توانند از پس لابی های قدرت و ثروت بر بیایند؟

خبرگزاری «نسیم» به بهانه "حذف بند مهم مالیات بر مجموع درآمد" از اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم، پای صحبت 12 اقتصاددان نشسته و نظرات آنها را جویا شده که مشروح آنها به شرح زیر است:

لطفعلی بخشی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی: مالیات بر مجموع درآمد بهترین و عادلانه ترین مالیات ممکن است، لیکن در صورتی که امکانات و اطلاعات لازم برای وصول آن وجود نداشته باشد، تبدیل به ابزاری در دست مامورین وصول مالیات برای اعمال سلیقه شخصی و فساد و رانت خواهد شد. در حال حاضر سازمان مالیاتی روند خوبی را در تجمیع اطلاعات مالیات دهندگان طی می کند و به نظر می رسد ظرف چند سال آینده در موقعیت اجرای مالیات بر مجموع در آمد قرار بگیرد.

شهرزاد برومند، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی: اگر خبر صحت داشته باشد، حکایت شیر بی یال و دم را تداعی می کند. روزی فردی هوس خالکوبی شیر بر روی بدنش کرد. رفت تا به خواسته خود جامعه عمل بپوشاند. خالکوب دست به کار شد، درد طاقت فرسا بود، پرسید ابن کجای شیر هست؟گفت دمش. گفت دم نمی خاد . شروع کرد به خالکوبی سر شیر. مجددا بی طاقت از درد پرسید این کجای شیره؟گفت سرش. گفت ول کن سر نمی خواهد. حالا حکایت اصلاحیه قانون مالیات های مستقیم و حذف مالیات بر مجموع درآمد و مالیات بر ثروت هم همین است. کم کم اصلاحیه قانون تبدیل به شیر بی یال و دم خواهد شد.

سعید راسخی، عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه مازندران: نگاهی به آمار عملکرد و مصوب مالیات در سال های 1392 و 1393، نشان دهنده این موضوع است که حدود نیمی از کل مالیات مربوط به مالیات مستقیم می باشد. همچنین، بررسی ترکیب مالیات های مستقیم موید این مهم است که حدود 65 درصد مالیات مستقیم از طریق مالیات بر اشخاص حقوقی و حدود 35 درصد آن(کمتر از 20 درصد کل مالیات) از طریق مالیات بر درآمد و ثروت اخذ می شود. بنابراین، اگرچه به نظر می رسد در کوتاه مدت، حذف مالیات بر درآمد و مالیات بر ثروت از اصلاحیه قانون مالیات های مستقیم دارای تبعات منفی کمتری در رابطه با شفافیت اقتصادی است، ولی نباید از نظر دور داشت که با افشای اطلاعات بانکی، امکان افزایش سهم مالیات بر درآمد و ثروت وجود دارد که در این صورت حذف مولفه های فوق الذکر از قانون مالیات های مستقیم تبعات زیان باری در خصوص عدم شفافیت اقتصادی و بی اثر کردن اصل قانون در پی خواهد داشت. به ویژه آنکه آنچه به عنوان عدم شفافیت و فرار مالیاتی مطرح می شود، عمدتاً مربوط به همین نوع مالیات (مستقیم) است.

نارسیس امین رشتی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد: مالیات بر مجموع درآمد از جمله پایه های مهم یک نظام مالیاتی مناسب است. در تمامی نظامهای مالیاتی پیشرفته دنیا این پایه مالیاتی وجود دارد و پس از اینکه تمامی پایه های مالیاتی دریافت شد و بعد از کسر آن پایه ها، این مالیات بر مجموع درآمدهای باقیمانده اعمال می شود. این پایه مالیاتی تا قبل از اصلاح مالیاتی در قانون قدیم مالیاتهای کشور وجود داشت، اما به دلیل نبود اطلاعات دقیق امکان اجرای آن امکانپذیر نبود. در شرایط فعلی با ایجاد شفافیت بیشتر در نظام بانکی و عبور تمامی نقل و انتقالات از کانال رسمی بازار امکان اجرای این قانون مهیا می شود. بدیهی است که اجرای این نوع مالیات از آنجا که بر پایه درآمد و ثروت است، آثار توزیعی داشته و عدالت مالیاتی رابیشتر می کند. بله، این پایه مالیاتی بسیار مناسبی است که بر اساس اصل عدالت طراحی شده و آثار توزیعی را در بر دارد( به منظور بهبود شرایط توزیعی) اما مسئله امکان اجرای آن است، که در دوران گذشته بدلیل عدم توانایی در اجرا به آن بی توجهی شد، اما درشرایط کنونی دولت بجای حذف این پایه باید به سمت بهبود شرایط اجرای آن باشد.

قدرت اله امام وردی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد: با توجه به ساختار سرمایه و سرمایه گذاری در دنیای امروزی که بیشتر جنبه موروثی پیدا کرده و در اقتصاد ایران نیز به واسطه سلطه بخش واسطه گری (دلالی) عمیق تر ومزمن می باشد، به نظر می رسد حذف مالیات مستقیم بر مجموع درآمد و مالیات بر ثروت تصمیم مناسبی نباشد و عملا پاک کردن صورت مسئله به جای حل کردن آن است و شاید هم بدلیل سختی اعمال و ایجاد شفافیت در این بخش از مالیات ها به لحاظ حساسیت و یا نفوذ ثروتمندان باشد. می توان گفت بحث شفافیتی که دولت با اصلاح قانون مالیاتهای مسقیم دنبال می کند باز هم با فشار مضاعف بر طبقه حقوق بگیر و بعضا شفاف که قبلا هم مسئله ساز نبودند، عملی می شود و هیچ تاثیری بر گسترش پایه های مالیاتی ندارد.

زورار پرمه، عضو هیات علمی موسسه پژوهش های بازرگانی: هر چند بنده خیلی روی این بخش کار نکرده ام، اما یکی از چالشهایی مالیات بر مجموع درآمد فقدان آمار و اطلاعات منسجم در این زمینه است و همین امر در اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها وجود داشت. بنابراین بر خلاف نظر دکتر پژویان به نظرم اجرای این قانون مختص کشورهای توسعه یافته و کشورهایی است که دارای سیستمهای آمار و اطلاعات منسجم هستند. بنابراین در کشوری مانند ایران که ثبت درآمد چندان مرسوم نیست حذف آن چندان مهم نیست.

علی رحمانی،عضو هیات علمی الزهرا (س):  در سال 80 مالیات بر مجموع درآمد و ثروت حذف شده و چیز جدیدی نیست. البته فقط بعضی از اشخاص حقیقی فرصت پیدا می کنند، مالیات کمتری بپردازند.

تقی ترابی، رئیس اسبق پژوهشکده آمار: حذف این بند از قانون مالیاتهای غیر مستقیم، درست و مفید است. به ویژه در شرایط فعلی اقتصاد کشور. وجه تفارق اصلی بین مالیات مستقیم و مالیات غیر مستقیم از این منظر مهم است که اولی مالیات بر تولید نیست و دومی مالیاتی است بر تولید و لذا ممکن است موجب این شائبه شود که افزایش مالیات مستقیم هرگز موجب خسران در تولید و اشتغال نمی شود. اما از سوی دیگر نباید فراموش کرد که کل درآمد ایجاد شده برای افراد و بالطبع انباشت و تجلی بخشی از آن به صورت ثروت ملی،ریشه در ارزش افزوده بخش های مختلف و تولید دارد. برای تولید کنندگان وصاحبان بنگاه های مختلف، چنانچه مالیات غیر مستقیم آنها کاهش یابد ولی در عوض به صورت اخذ مالیات بر درآمد کاهش مزبور جبران گردد، عملا برای آنها تفاوتی ندارد، چنانچه گویی مالیات بر تولید پرداخت کرده اند و از این منظر دچار تاثیر منفی مالیات بر تولید شده اند، هر چند که مالیات بر درآمد داده اند. بنابراین حذف این بند از اصلاحیه عملا نوعی کاهش مالیات در معنای اعم آن است. و وجود و ابقا آن در اصلاحیه به منزله بالا بودن مبزان مالیات دریافتی از آنهاست. می دانیم افزایش مالیات ها از دید اقتصاد اثباتی به عنوان یک عامل افزایش اخلال در قیمت های نسبی،تاثیر منفی بر تولید دارد، ولی از منظر اقتصاد هنجاری به عنوان عاملی در راستای توزیع عادلانه تر درآمد و ثروت به شمار می رود و این مسئله وجه تفارق دیدگاههای اقصاد سیاسی مختلف گردیده است. کما اینکه در آمریکا جمهوری خواهان طرفدار کاهش مالیاتها با هدف تقویت تولید هستند، ولی از دید دموکراتها کاهش مالیات عامل افزایش نابرابری ها و کاهش رفاه اجتماعی تلقی می شود. در کشور ما با توجه به رکود و بیکاری شدید فعلی، توجه به تولید و اشتغال از اولویتهای اساسی بشمار می رود و لذا هر تصمیمی که منجر به کاهش مالیات شود می تواند مثبت تلقی گردد و لذا حذف این بند از اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم تصمیمی درست و به جا بشمار می رود. به ویژه اینکه در کشور ما سهم قابل ملاحظه‌ای از منبع ایجاد درآمد را مزد وحقوق و درآمد مختلط تشکیل می دهد تا سود کارفرمایان. لذا هر چه مالیات بر درآمد بدلیل وجود بند مزبور در قانون مالیاتها بیشتر باشد، هم به بهبود نابرابری توزیع درآمدها کمکی نمی شود و هم منجربه ضرر صاحبان سرمایه و کارفرمایان می شود. سوال اصلی اینکه چرا برخی اساتید و دوستان گرامی اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم را از پیش درست و مثبت تلقی کرده اند که حالا حذف دو بند آن را نفی رسالت نامعلوم اصلاحیه می پندارند، ضمنا وجود مالیات بر مجموع درآمد و مالیات بر ثروت هیچ کمکی به شفافیت مالیاتی نمی کند، بلکه با توجه به نگرانی‌های بی مورد ناشی از احتمال شفافیت بیم کاهش پس انداز و لطمه به سپرده گذاری در بانکها هم می رود.

عباس عرب مازار، رئیس سابق سازمان امور مالیاتی: در مورد مالیات بر مجموع درآمد باید بگویم، قبلا در زمان آقای مظاهری حذف شد . الان هم به نظر من مثل برخی از مواد اصلاحیه جدید قابلیت اجرا ندارد.

پرویز جلیلی کامجو، دکترای اقتصاد از دانشگاه اصفهان: مالیات بر مجموع درآمد و ثروت به عنوان تصحیح کننده نهایی نواقص سایر مالیات‌ها عمل می نماید و با اخذ مالیات از درآمد انباشت شده و جلوگیری از انتقال این انباشت درآمد به صورت ثروت به نسل‌های بعدی از انتقال شکاف طبقاتی به نسل های آتی جلوگیری می‌نماید و وظیفه اصلی مالیات یعنی توزیع مجدد درآمد را با یک پایه مالیاتی قوی انجام می‌دهد. استوارت میل ( متفکر اقتصادی قرن نوزده)  نیز، مالیات بر ثروت را مهم‌ترین ابزار کاهش شکاف طبقاتی می‌داند. بین شکاف طبقاتی و فساد در جامعه نیز یک چرخه فزاینده دو طرفه وجود دارد به طوری که حذف مالیات بر مجموعه درآمد و ثروت در بلندمدت به شکاف طبقاتی دامن می‌زند و فساد را در پی خواهد داشت. همچنین کاهش این پایه مالیاتی منجر به فشار بر سایر پایه‌های مالیاتی می‌گردد و ممکن است منجر به کاهش کارایی سیستم مالیات ستانی نیز گردد.

امیرحسین مزینی، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس: به نظر می رسد در شرایط کنونی و مشاهده پدیده هایی چون ناعادلانه بودن توزیع درآمد، پایین بودن مقدار درآمدهای مالیاتی، ناعادلانه بودن نظام مالیات ستانی و .... این سیاست قابل دفاع نیست. ضمن اینکه هر سیاست و اقدامی که به محدود کردن پایه های مالیاتی در کشور منجر شود، در شرایط حاضر عجیب و غیرقابل قبول می باشد.

احمد توکلی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس: مالیات بر مجموع درآمد مسئله بسیار مهمی است و نبود آن در قانون دو ضرر بسیار جدی دارد، یکی این که درآمد دولت را کاهش می دهد و دیگری این است که به توزیع درآمد ملی آسیب می زند.

منبع: نسیم

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: