چاپ کردن این صفحه
سه شنبه, 19 فروردين 1399 ساعت 23:46

علی سعدوندی: حباب بازی مدیران بورس

بخشی از رشد بورس، غیرواقعی و حبابی است

شاخص بورس اوراق بهادار در سال 98 با رشدی حدودا 200 درصدی به 512 هزار و 900 واحد در آخرین روز کاری سال گذشته رسید. جهش شاخص بورس به ویژه در زمستان سال گذشته به حدی بود که در برخی روزها بازار شاهد رشدهای بیش از 10 هزار واحدی بود. همین جهش ها باعث ترغیب بخشی از مردم به سرمایه گذاری در بورس شد. به این ترتیب بخش قابل توجهی از نقدینگی در سال گذشته وارد بازار سرمایه شد. رشد خیره کننده بازار سرمایه اما با انتقادهایی از سوی برخی کارشناسان همراه شد. برخی از کارشناسان بازار سرمایه بر این اعتقاد هستند که رشد شاخص بورس به مراتب بیشتر از ظرفیت واقعی آن است و برخی فعالان بازار سرمایه در حال بزرگ کردن تعمدی حباب بورس هستند. علی سعدوندی از جمله افرادی است که منتقد نحوه اداره بازار سرمایه است. به عقیده وی در پس حباب تشکیل شده در بورس، رانت های بزرگی در حال شکل گیری و توزیع به افراد و شرکت های خاص است.

 

شاخص بورس در سال گذشته رشد قابل توجهی داشت. این موضوع باعث هدایت بخشی از نقدینگی به سمت بازار سرمایه شد که با استقبال بسیاری از کارشناسان مواجه شد. در این میان اما تحلیل دیگری مبنی بر حبابی و خطرناک بودن این رشد وجود دارد. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟

 

واقعیتی که اتفاق افتاده این است که در کشور از سال 92 تا 97 به منظور کنترل تورم، سیاست های پولی با عنوان «تعویق تورم» یا «انباشت شوک» اتخاذ شد که نتیجه آن، رشد بالای نقدینگی بود. متاسفانه ما از جمله معدود کشورهایی هستیم که در اجرای این سیاست اصرار ورزیدیم. این وضعیت مثل جمع شدن آب در پشت سد و در نتجه شکسته شدن سد و تخریب گسترده اقتصاد است. فنر تورمی و ارزی از ابتدای سال 97 به تدریج آزاد شد و باعث افزایش قیمت ارز و دارایی ها شد و لاجرم این تورم به بورس رسید که اگر به بورس نمی رسید، وضعیت تورم به مراتب بدتر از امروز بود. اما بورس جاذب فعالیت های سوداگرایانه شد و بخشی از نقدینگی مازاد از حساب های هزینه زای بانک ها به حساب های پول یا حساب های جاری منتقل شد و باعث افزایش چندبرابری شاخص بورس در دو سال گذشته شد.

 

بورس حبابی شده است

اما این که آیا این روند سالم بوده یا مخرب، باید به این موضوع توجه کرد که بخشی از افزایش قیمت های رخ داده در بورس ناشی از افزایش دارایی ها بوده و سوددهی برخی شرکت ها نیز افزایش یافته است. اتفاق دیگری که رخ داد این بود که تا پیش از شیوع کرونا، از نظر رشد تولید صنعتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس تقریبا به زمان پیش از خروج آمریکا از برجام رسیدیم. یعنی کاملا اثر تحریم خنثی شده بود. بنابراین بخشی از افزایش قیمت سهام ها در بورس توجیه فنی داشت. اما به نظر می رسد بورس دچار بیش جهش شده است. یعنی رشد قیمت ها در بورس بسیار بالاتر از رشد سودآوری شرکت ها است. این موضوع باعث ایجاد حباب به ویژه در سهام شرکت های کوچک شده است. سهام شرکت های بزرگ همچنان ارزان هستند اما شرکت های کوچک قیمت هایی دارند که بعضا حدود 10 برابر ارزش ذاتی معامله می شوند. طبیعی است که وقتی بازار بورس به شرایط عادی بازگردد، سهام این شرکت ها بعضا در حدود 5 تا 10 درصد ارزش کنونی معامله می شوند. بنابراین در شرکت های کوچک، وضعیت مناسبی وجود ندارد.

 

سیاست های مدیران بورس در راستای تشدید حباب اتخاذ شده است

در سال 97 نیمی از شرکت های بورس سودده و نیمی دیگر زیان ده بودند. در طی این دو سال شرکت های سودده با افزایش سوددهی و شرکت های زیان ده با تشدید زیان دهی مواجه شده‌­اند. این در حالی است که قیمت سهام شرکت های زیان ده، با وجود زیان دهی، افزایش هم داشته است. این نشان می دهد که در بخشی از بازار سرمایه حباب وجود دارد. برای این که این حباب خنثی شود، باید شرکت های کوچک زیان ده عرضه شوند تا قیمت آنها کاهش یابد. همچنین باید اجازه هدایت نقدینگی به سمت شرکت های بزرگتر که از بنیان قوی تری برخوردار هستند داده شود. به نوعی نیاز به سیاستگذاری در بازار سرمایه داریم. با این حال به نظر می رسد که سیاست ها در راستای تشدید حباب و تخریب بازار بوده است. به عنوان مثال شرکت فرابورس هر زمانی که بازار منفی می شد، سهام این شرکت سهام هایش بسته شده و قابل معامله نبود اما در روزهایی که بازار مثبت بود، قیمت ها باز می شد. این که خود بورس در مورد سهام های خود اینطور بی مهابا رفتار کند، به هیچ وجه مسئولانه و قابل پذیرش نیست و باید پاسخگو باشند.

 

مسئله دیگر این که سهام های دولتی که ارزش سهام هایشان بیش از ارزش ذاتی آنها است عرضه نمی شود. وقتی علت این مسئله را از مسئولان جویا می شویم، به درست یا غلط عنوان می کنند که «نهادهای نظارتی به هر قیمتی که این سهام ها عرضه شود، بر ما ایراد خواهند گرفت.» مسئولانی که در نهادهای نظارتی بر بازار سرمایه و خصوصی سازی نظارت می کنند، آشنایی کافی با مسائل تحلیل مالی ندارند. این معضل بزرگی است؛ چون امسال می توانستیم بخش قابل توجهی از کسری بودجه خود را از محل بازار سرمایه جبران کنیم و اگر این اتفاق می افتاد، تورم تا حد قابل قبولی کاهش و رشد اقتصادی افزایش می یافت و بازار سرمایه هم از رشد خوبی برخوردار می شد. اما نه فقط این اتفاق نیفتاده بلکه ما دچار خودتحریمی ناشی از سوءمدیریت هستیم. به باور بنده باید به نهادهای نظارتی توصیه و حتی بر خود آنها هم نظارت صورت گیرد. چرا زمانی که قیمت ها افزایش داشته، نهادهای نظارتی مانع عرضه شرکت های دولتی شده اند؟ ادعای دولت هم این است که نهادهای نظارتی مانع عرضه شرکت های دولتی شده اند! این موضوع متاسفانه به حباب منجر شده که باید جلوی آن را هرچه سریعتر گرفت.

 

دولت اخیرا با توجه به استقبال مردم از بازار سرمایه، تصمیم به عرضه شرکت ها و دارایی های دولتی در بورس گرفته است. در همین راستا رئیس جمهور هم به مسئولان دولتی دستور عرضه هرچه سریعتر آنها را در بازار سرمایه صادر کرد. نظر شما در این رابطه چیست؟

 

مفت فروشی شرکت های دولتی

راهی که بورس در پیش گرفته این است که سهام های دولت را یکپارچه کرده و در اختیار سهامداران خرد قرار دهد. یعنی کنترل را در اختیار نهاد جدیدی به اسم ETF قرار داده و سرمایه را از سهامداران خرد جذب کند. طبیعی است که هیئت مدیریه ای که تشکیل می شود، از مزایای مالی خوبی بهره مند شده و در مقابل سهام های دولت بین 20 تا 50 درصد زیر قیمت روز بازار در قالب ETF به فروش خواهد رسید. این طرح مخرب به وضوح حیف و میل بیت المال است و در سکوت کامل خبری هم توسط رئیس جمهور تصویب و امضا شد. این طرح چندین هزار میلیارد تومان در چند ماه آینده به بیت المال زیان خواهد زد. تسریع مورد اشاره رئیس جمهور این طور نبوده که سهام این شرکت ها به صورت تک به تک در بورس عرضه شود؛ بسیاری از این سهام صف خرید دارند؛ چرا سهام را تک به تک عرضه نمی کنند؟ متاسفانه این کار را نکردند و همه را در قالب ETF قرار است به زیر قیمت بازار عرضه کنند. این نحوه عرضه شرکت ها اتفاقا ضد خصوصی سازی است. چون کنترل این شرکت ها از دست دولت خارج شده و در عین حال به سهامدار بخش خصوصی هم نمی رسد و در نهایت به سازمان های سازمان بورس خواهد رسید. متاسفانه رسانه ها هم هیچگونه نظارت و توجهی به این مسئله ندارند.

 

دخالت های مخرب بورس در عرضه ها

متاسفانه رابطه مسئولان بازار سرمایه با کارشناسان کاملا قطع است که دلیل آن شاید تکبر یا بی مسئولیتی و فرار آنها از پاسخگویی باشد. بنده بارها عنوان کردم که طرح هایی برای اصلاح بازار سرمایه دارم که رونق در بازار سرمایه بدون اینکه تبدیل به حباب شود، ادامه یابد. کشور الان ابزار خوبی در بازار سرمایه و اوراق قرضه دولتی دارد که قبلا در اختیار مسئولان سیاستگذاری بودجه ای و سیاستگذاری مالی نبوده است. اگر اکنون ما از این ابزارها به خوبی استفاده کنیم، می توانیم بر بحران کرونا به خوبی غلبه کنیم. موارد فنی و تکنیکی بسیاری برای این موضوع وجود دارد که متاسفانه گوش شنوایی نیست. سیاست های خاصی وجود دارد که با به کارگیری آنها می توان سرمایه­ ها را به بازار اولیه هدایت کرد و باعث رشد و شکوفایی صنعتی شد. اینها مواردی است که متاسفانه در کشور رعایت نمی شود. به طور مثال در دنیا شرکت­‌ها در عرضه های اولیه بورس افزایش سرمایه می دهد و آن را به عنوان عرضه اولیه تقدیم سهامداران جدید می کند. اما در ایران ریاست بورس به شرکت هایی که می خواهند وارد بورس شوند تحکم می کند که بخشی از سهام موجودتان را باید به سهامداران جدید بفروشید و آن بخش آنقدر اندک است که عطش بازار را نمی پوشاند.

 

مسئله دیگر آن است که قیمت عرضه های اولیه را سازمان بورس به مراتب پایین تر از قیمت ذاتی تعیین می کند و سهامدار فعلی را به فروش سهام به قیمت های بسیار پایین مجبور می کند و رانت در اختیار نزدیکان سازمان بورس و نزدیکان کارگزاران قرار می دهد. به عنوان مثال شرکت تامین سرمایه ملت وابسته به بانک ملت چند وقت پیش عرضه شد. سوال اینجاست که این چند میلیون سهمی که عرضه می شود توسط چه کسانی خریداری می شود؟ رانتی که در این معاملات وجود دارد، میلیاردها تومان در هر روز است. برآورد من این است که رانتی که به برخی افراد خاص منتقل می شود در طول سال شاید به بیش از 100 هزار میلیارد تومان برسد. چرا نهادهای نظارتی در این مورد نظارت نمی کنند؟ جایی که باید سهام شرکت های دولتی عرضه شود، نهاد نظارتی جلوی این کار را می گیرد؛ جای دیگری که باید نظارت کند و جلوی این ویژه خواری ها را بگیرد، کاملا دست افراد را باز می­گذارند.

 

موارد مرتبط