پنج شنبه, 28 آذر 1398 ساعت 15:23

مهدی فیضی: آزاد سازی یا کنترل قیمت؟

نوشته شده توسط 

مهدی فیضی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد در جمع دانشجویان این دانشگاه در رابطه با نقش دولت در اقتصاد و این که آیا آزاد سازی قیمت مناسب است یا کنترل آن صحبت کردند.

 

به گزارش دارایان ایشان اظهار کردند که: ما جرا این است که چیز جالبی که من در همین اعتراضات اخیر دیدم این بود که افراد فکر میکنند دولت و جامعه به سمت آزاد سازی قیمت ها حرکت میکند اما من خودم این طور نمی بینم اگرچه که نقد های زیادی به دولت هست اما این چیزی که در ایران اتفاق می افتد را از جنس نئولیبرالیسم نمی بینم. اما سوال این است که اصلا دولت کجا باید باشد؟ نقش دولت کجاست؟ حوضه ی عملکرد دولت تا کجاست؟ تا کجا باید دخالت کند؟ ادبیات خیلی واضحش در اقتصاد درواقع جاهایی وجود دارد که اصل بر این است که بازار آزاد وجود دارد و درجایی که بازار آزاد خوب عمل نمیکند دولت باید حضور پیداکند و دخالت کند. این ایده کلی است که ما در اقتصاد تدریس میکنیم در دانشگاه ها.لیبل خاصی هم ندارد یعنی وقتی ما میگوییم اقتصاد یعنی جنبه کلی اقتصاد یعنی شما هرجای دنیا هم که باشید همین است. در ایران مشکل اصلی این است که یک جاهایی دولت دخالت میکند که جایش نیست و یک جاهایی دست نمیزند که جایش هست و باید وارد شود و این عدم تعادل باعث میشود اوضاعی اتفاق بیفتد که داریم می بینیم. عملا به آدم هایی دارد سوبسید میدهد که نباید بدهد و از آدم هایی سوبسید میگیرد که نباید بگیرد. به آدم هایی خدمات میدهد که نباید بدهد و بلعکس به آدم هایی خدمات نمی دهد که باید بدهد. این دقیقا چالش اساسی کشور ماست.درواقع جنس این مشکلاتی که ما در ایران می بینیم اگر به تاریخ معاصر ایران نگاه کنید می بینید که اصلا جدید نیست و درواقع جنس این اتفاقات که ما هرروز در روزنامه ها و رسانه ها می بینیم به شکل باور نکردنی در تاریخ معاصر ایران اتفاق افتاده مثلا افزایش قیمت بنزین فکرمیکنم که درسال 2431 و 2434 اتفاق افتاده که دولت قیمت بنزین را یک تومان افزایش داد که با اعتراضات مردم مواجه شد و دولت در مقابل عقب نشینی کرد و تا 24 سال قیمت بنزین ثابت ماند. بحثی که الان جدی است و دولت باید مراقب این باشد که کالاها گران نشود و اینها اتفاق تاریخی اش در اوایل دهه 50 شمسی در آمریکا است نیکسون که یک قانونی را تصویب کرد که به دولت دستور داد مواظب باشید که قیمت کالاها گران نشود. این قانون به شدت در آمریکا شکست خورد و بعد شاه هم در ایران همین قانون را کپی کرد که فکر میکنم در سال 01 بود که قیمت ها بالارفت و ایران یک باره درآمدش زیاد شد و بودجه ی زیادی وارد کشور شد و تورم شدیدی شد که دولت دستور داد قیمت ها کنترل شود و مواظب باشید که قیمت ها زیاد نشود و دقیقا همین اتفاق با همان ادبیات دوباره تکرار شد و این خیلی دردناک است. چه میشود که ما سیاست هایی را که قبلا شکست خورده دوباره تکرار میکنیم و دوباره شکست میخوریم؟ چرا این بحث هایی که ما در کلاس ها تدریس میکنیم و اینقدر ساده است درکشور اتفاق نمی افتد؟ آیا واقعا بالادست ها نمی دانند که در کشور چه خبر است؟ یا می دانند اما شجاعتش را ندارند که ابراز کنند؟

 

به طور کلی من فکر میکنم که یک نگاه چپ زده ای از قدیم بر ایران حاکم بوده بر مسائل اقتصادی از زمان شاه و هنوز هم باقی هست. اگر بخواهم به صورت خلاصه بگویم به نظر من دولت باید حداقل دخالت را داشته باشد و درجایی دخالت کند که اگر نباشد  اتفاق خیلی بدی بیفتد و غیر از آن واقعا باید آزاد بگزاریم این طبیعتا به این معنی نیست که دولت مراقب فقرا نباشد بلکه قطعا باید طرح های حمایتی برای آنها وجود داشته باشد و یک پیش نیاز هایی هم لازم است وقتی که ما می گوییم دولت نباید دخالت کند قطعا باید رقابت را تسهیل کرد و مراقب انحصار باشد و مراقب باشد که فساد شکل نگیرد که اثبات شده که درنهایت رفاه اجتماعی حداکثر خواهد شد. من فکر میکنم یک شکاف خیلی جدی در کشور هست بین نگاه عامه مردم به عملکرد وظیفه دولت و آن چیزی که ما در دانشگاه داریم تدریس میکنیم. ایشان در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان مبنی براین که آیا شما با آزاد سازی بنزین موافق هستید یا خیر؟ و به نظر شما بهترین زمان برای انجام این کار چه موقعی هست پاسخ دادند: درمورد قیمت بنزین که تقریبا شما از هر اقتصاد خوانده ای به جز تعداد اندکی از آنان بپرسید موافق هستند که قیمت بنزین باید گران شود. ما به همراه عده ای اقتصاد خوانده های جوان بیانه ای به تهران ارسال کردیم در سال گذشته که در آن اعلام کردیم که بنزین باید گران شود اما به شکل سهمیه فردی نه سهمیه خودرو که الان به این شکل گران شده. نکته این است که ما داریم به آدم های پول دار که ماشین دارند بیشتر کمک میکنیم نه آنهایی که فقیرند و ماشین ندارند. آماری که مرکز پژوهش ها منتشر کرده نشان میدهد که یارانه ای که طبقه ثروتمند می گیرد 14 برابر یارانه ای است که طبقه فقیر می گیرد. اگر ما این را فردی کنیم اتفاقی که می افتد این است که آن آدم روستا نشین که ماشین هم ندارد حداقل این پول را می گیرد و صرف معاش خود میکند و کسی که ماشین دارد از قیمت آزاد استفاده می کند این حداقل کاری بود که میشد کرد. اگر میخواستیم سهمیه فردی ندهیم می توانستیم قیمت بنزین را با شیب بسیار کم افزایش بدهیم مثلا روزی در حد یک تومان دوتومان اضافه می کردیم و حتی یک روزهایی هم از قیمت کم می کردیم. این اتفاقی که الان افتاد چند تا مشکل دارد. یک مشکل آن این است که من فکر میکنم تا دهه ها دیگر کسی جرعت نمی کند قیمت چیزی را تکان دهد، نه فقط بنزین بلکه گاز، گازوئیل، آب، برق، گاز یا هرچیزی و این یک خطر بسیار وحشتناک است برای این کشور که همین الان هم ما در برق و آب به شدت مشکل داریم و ما اگر نتوانیم قیمت آن را گران کنیم در افق ده ساله کشور ما به شدت دچار مشکل خواهیم شد. با این اتفاقی که الان افتاد من فکر میکنم کمتر رئیس جمهوری جرعت میکند که به هرشکلی، به هر ترتیبی و با هرسیاستی بخواهد قیمت انرژی را گران کند. خطر بعدی این است که قیمت را ثابت کردیم. مهم نبود که ما قیمت را چقدر گران کردیم اما همین که ما قیمت را ثابت کردیم و به این کار عادت کردیم خودش یک خطر جدی است چون در سال آینده بخاطر تورمی که داریم قیمت الان ارزان خواهد بود که باز یک نفر باید این قیمت را 5550 تومان تعیین کند و مجدد 5550 تومان و همین طور هروقت که ما بخواهیم قیمت را تغییر داده و سپس ثابت کنیم همین اتفاق خواهد افتاد. اتفاقی که باید می افتاد این بود که ما ثابتش نمی کردیم باید مردم عادت می کردند که این قیمت هرروز تغییر کند مثل طلا، مثل نفت که اگر عادت می کردیم تغییر کردن اینقدر برایمان سخت نبود و این فشاری که بر بودجه وارد میشود نشانه این است که باید از جای دیگری جبران شود یعنی آموزش کمتر، پروژه عمرانی کمتر، یعنی عملا زمینه های رشد کشور دارد کم میشود و نسل آینده با کشوری مواجه می شود که همه ی منابع خورا سوبسید میدهد و زمینه ی رشد آن هرروز کمتر میشود و این حداقل اثری است که در دراز مدت می گذارد.

 

ایشان همچنین در پاسخ به سوال دانشجویان در رابطه با فقر و نابرابری در جامعه اظهار داشتند: دولت جمهوری اسلامی در دوران بعد از انقلاب در ازبین بردن فقر تا حدودی موفق بوده اما در رابطه با ازبین بردن نابرابری عملکرد خوبی نداشته.شما اگر به نمودار ضریب جینی ایران نگاه کنید در طی این سال ها تقریبا به صورت یک خط صاف است که فراز و فرود های خیلی کمی دارد به طوری که فقیر ها کمی پول دار شدند اما پول دار ها خیلی پول دار شدند و این قضیه به اختلاف طبقاتی و نابرابری در ضریب جینی اضافه کرده است. مشکلی که ما در کشور داریم در بحث برآورد کردن میزان فقر و نابرابری و اینها مسئله ی داده ها و دیتاهای دقیق ا ست. ما تا همین چند وقت پیش آمار دقیقی نداشتیم که چه تعداد فقیر و چه تعداد پول دار در کشور داریم و آن که فقیر است

چقدر فقیر است و آن که پول دار است چقدر پول دارد؟ و اینجا چندتا سوال مطرح می شود که از کجا بفهمیم که چه کسی فقیر است؟ اصلا چه کسی به این فقیر کمک کند؟ به چه شکلی کمک کند؟ سبد کالا بدهیم؟ کپن بدهیم یا پول نقد؟

این استاد دانشگاه در پاسخ به سوالی از سمت دانشجویان در رابطه با آزاد سازی گفتند که ما وقتی از آزاد سازی قیمت ها صحبت میکنیم منظورمان این است که مداخله ی قیمتی نشود و آزاد سازی مربوط به بخش خصوصی مثل کارخانه ها و .. است نه منابع مشاع مثل جنگل و دریا و ... که متعلق به نسل آینده نیز هست. به طوری کلی در منابعی که دولت به طور اشتباهی در آن مداخله کرده است باید آزاد شود مثل دانشگاه ایشان اظهار کردند که ما در دنیا نه تنها به کسی سوبسید نمی دهیم بلکه مالیات هم می گیریم اما در ایران ما نه تنها مالیات نمی گیریم بلکه سوبسید هم می دهیم و این حتما اشتباه است.

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: